دنجلغتنامه دهخدادنج . [ دِ ] (ترکی ، ص ) در اصطلاح عامیانه از کلمه ٔ «دینج » ترکی به معنی خلوت و آرام . جای بی آمد و شد. جایی که خلوت و بی شور و جلب و هیاهو باشد. آرام و آسوده
دنجلغتنامه دهخدادنج . [ دُ ن ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ دَنوج .(منتهی الارب ) (از آنندراج ). || ج ِ داناج است ، به معنی دانشمند که معرب داناست . (آنندراج ). ج ِداناج . (ناظم الاطباء).
دنولغتنامه دهخدادنو.[ دُ ن ُ و و ] (ع مص ) نزدیک شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار) (غیاث ). نزدیک آمدن . (تاج المصادر بیهقی ). اِدّناء. (المصادر زوزنی ). رجوع به ادناء شود
دنولغتنامه دهخدادنو. [ دُ ن ُوو ] (ع اِمص ) قرب . نزدیکی . (آنندراج ) (غیاث ). || خویشی و قرابت . (منتهی الارب ).