دارالسرورلغتنامه دهخدادارالسرور. [ رُس ْ س ُ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان فشگل دره ، بخش آبیک شهرستان قزوین . نه هزارگزی شمال باختر آبیک سه هزارگزی راه شوسه . دامنه . سردسیر. سکنه 128 تن
دارالسرورلغتنامه دهخدادارالسرور. [ رُس ْ س ُ ] (ع اِ مرکب ) بهشت . (ناظم الاطباء). مقابل دارالغرور (دنیا). || جهان دیگر : ز ما زحمت خویش دارید دورشما وین سرا، ما و دارالسرور. نظامی .
دارالسرورواژهنامه آزادیکی از القاب شهر بروجرد به عنوان مرکزیت سیاسی و گردشگری منطقه از ادوار قدیم بوده است
دارالترجمهفرهنگ انتشارات معین(رُ تَّ جُ مَ) [ ع . ] (اِمر.) جایی که در آن کتب و نوشته ها را از زبانی به زبان دیگر ترجمه کنند.
دارالترجمهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهجایی که در آن کتابها و نوشتهها را از زبانی به زبان دیگر ترجمه کنند.