دارالتأدیبلغتنامه دهخدادارالتأدیب . [ رُت ْ ت َ ] (ع اِ مرکب ) جایی که دزدان و بدکاران خردسال را در آن نگهدارند و به نیکی پرورش دهند.
دارالاَّخرةلغتنامه دهخدادارالاَّخرة. [ رُل ْ خ ِ رَ] (ع اِ مرکب ) جهان دیگر. آخرت . رجوع به دار شود.
دارالتجزیهلغتنامه دهخدادارالتجزیه . [رُت ْ ت َ ی َ ] (ع اِ مرکب ) آزمایشگاه . جایی که خون ، ادرار، و هر ماده ٔ شیمیائی دیگر را در آن بیازمایند و آنچه در آن باشد از عناصر و میکربها باز
دارالترجمهفرهنگ انتشارات معین(رُ تَّ جُ مَ) [ ع . ] (اِمر.) جایی که در آن کتب و نوشته ها را از زبانی به زبان دیگر ترجمه کنند.