داه ودولغتنامه دهخداداه ودو. [ هَُ دُ ] (عدد مرکب ) دوازده . دو باضافه ٔ ده . داه صورتی از ده است و «داه و دو» یعنی ده بعلاوه ٔ دو. عدد بعد از یازده و قبل از سیزده . || (اِ مرکب )
دودگاهلغتنامه دهخدادودگاه .(اِ مرکب ) بخاری . || دودکش . (ناظم الاطباء). جایی که از آن دود برآید. (آنندراج ) : به دود گلخن امید دودگاه هوس که با دماغ منش هر دو راست قرب جوار.عرفی
هَدَاهُفرهنگ واژگان قرآناو را هدايت کرد(اصل در معني اين کلمه بازگشتن است .کلمه هدي به معناي راهنمائي به سوي مطلوب به نرمي و لطف است و اهتدا پذیرفتن هدايت و ایستادگی در راه کسب آن است)
هُدَاهَافرهنگ واژگان قرآنهدايتش(اصل در معني اين کلمه بازگشتن است .کلمه هدي به معناي راهنمائي به سوي مطلوب به نرمي و لطف است و اهتدا پذیرفتن هدايت و ایستادگی در راه کسب آن است)
هَدَاهُمْفرهنگ واژگان قرآنآنان را هدايت کرد(اصل در معني اين کلمه بازگشتن است .کلمه هدي به معناي راهنمائي به سوي مطلوب به نرمي و لطف است و اهتدا پذیرفتن هدايت و ایستادگی در راه کسب آن است
هُدَاهُمُفرهنگ واژگان قرآنهدايت آنان (حرف ميم به دليل تقارنش با حرف ساکن و تشديد دار کلمه بعد حرکت گرفته است)