داءلغتنامه دهخداداء. (ع مص ) بیمار گردیدن . (منتهی الارب ). دَوَء. (منتهی الارب ). دردمند شدن . (دهار).
داءلغتنامه دهخداداء. (ع اِ) آزار. بیماری . (منتهی الارب ) (دهار). مرض . علت . (غیاث ). درد. (دهار). رنج . مقابل صحّت . وَصَب . (منتهی الارب ). علة تحصل بغلبة الاخلاط علی بعض .
کؤداءلغتنامه دهخداکؤداء. [ ک ُ ءَ دا ] (ع اِ) دم سرد دراز. (منتهی الارب ). تنفس دراز از اندوه یا رنج . (ازاقرب الموارد). دم سرد دراز و آه . (ناظم الاطباء).
جوداءلغتنامه دهخداجوداء. [ ج ُ وَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جواد، بمعنی سخی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جواد شود.
کداءلغتنامه دهخداکداء. [ ک َ ] (اِخ ) نام عرفات . || کوهی است به اعلای مکه و دخل النبی صلی اﷲ علیه و آله و سلم مکة منه . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
کداءلغتنامه دهخداکداء. [ ک َ دَءْ ] (ع مص ) بانگ کردن گرفتن زاغ که گویا قی می کند در آواز کردن . || کوتاه و ناگوالیده ماندن تره و تباه گردیدن آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)
آنسیلینفرهنگ انتشارات معین(اِ.) مایعی است بی رنگ و با بوی نامطبوع که در هوا کدر می شود و در آب کم محلول است و آن یکی از ترکیبات بنزین است و نشانة آن در شیمی 2 NH 5 H 6 C است . اگر مخلوط
آنیلینفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ .) مایعی است بی رنگ و با بوی نامطبوع که در هوا کدر می شود و درآب کم محلول است و آن یکی از ترکیبات بنزین است و نشانة آن در شیمی 2 NH 5 H 6 C است .