لولۀ بینیمعدیnasogastric tube, NG-tubeواژههای مصوب فرهنگستانلولهای که با گذشتن از بینی و حنجره و حلق و مری به معده میرسد
دلجانلغتنامه دهخدادلجان . [ دَ ل َ ] (ع اِ) ملخ بسیار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و صاحب تاج العروس آنرامصحف دَیَجان دانسته است . (از ذیل اقرب الموارد).
دلگانلغتنامه دهخدادلگان . [ دَ ] (اِخ ) ده مرکز دهستان دلگان بخش بزمان شهرستان ایرانشهر. واقع در 87هزارگزی جنوب باختری بزمان کنار راه مالرو بمپور به کهنوج ، با3500 تن سکنه . آب آ
دلگانلغتنامه دهخدادلگان . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باهوکلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار. واقع در 15هزارگزی جنوب دشتیاری ، کنار راه بریس به باهوکلات . با200 تن سکنه . آب آ
دلگانلغتنامه دهخدادلگان . [ دَ ] (اِخ ) یکی از دهستان های دوگانه ٔ بخش بزمان شهرستان ایرانشهر. این دهستان در جنوب باختری بزمان واقع است و حدود آن بشرح زیر است : از طرف شمال به ده