دیرالجماجملغتنامه دهخدادیرالجماجم . [ دِ رُل ْ ج َ ج ِ ] (اِخ ) دیری است در بابل (عراق ) واقع در هفت فرسخی کوفه و بنا بگفته یاقوت در جهت راه بیابانی بصره است و در نزدیکی آن دیری است ب
دیرالجزیرةلغتنامه دهخدادیرالجزیرة. [ دَ رُل ْ ج َ رَ ] (اِخ ) نام یکی از اعمال قوصیة است . (از تاج العروس ).
دیرالجاثلیقلغتنامه دهخدادیرالجاثلیق . [ دَ رُل ْ ث َ ] (اِخ ) دیری است قدیم در بابل (عراق ) در فاصله ٔ کوتاهی از سمت غربی رود دجله که بر روی تپه ای در نزدیکی شهر مسکن [ از قصبه ٔ طسوج
دیرالجبلغتنامه دهخدادیرالجب . [دَ رُل ْ ج ُب ب ] (اِخ ) دیری است در شرق موصل که در راه میان موصل و اربل واقع است . (از معجم البلدان ).
دیرالجبراویلغتنامه دهخدادیرالجبراوی . [ دَ رُل ْ ج َ ] (اِخ ) منطقه ای است باستانی در فرمانداری اسیوط بمصر نزدیک قریه ٔ معابدة واقع بر ساحل شرقی نیل و در آن گورهائی است که در سنگ کنده
دیرالجرعةلغتنامه دهخدادیرالجرعة.[ دَ رُل ْ ج ُ رَ ع َ ] (اِخ ) این دیر در حیره است . ظاهراً همان دیر عبدالمسیح است . (از معجم البلدان ).