لولۀ بینیدوازدههایnasoduodenum tube, ND-tube, nasoduodenal tubeواژههای مصوب فرهنگستانلولهای که با گذشتن از بینی به دوازدهه میرسد
دیویلغتنامه دهخدادیوی . (ص نسبی ) منسوب به دیو. شیطانی . عمل دیو : نبینی طبع را طبعی چو کرد انصاف رخ پنهان نیابی دیو را دیوی چو کرد اخلاص رخ پیدا. سنایی . || (حامص ) دیو بودن .
دیگیلغتنامه دهخدادیگی . (ص نسبی ) منسوب به دیگ . || (اِ) قسمی کلاه که کردان دارند با دهانه ٔ تنگ و سری سخت فراخ . (یادداشت مرحوم دهخدا).- کلاه دیگی ؛ کلاه بعضی لران که دیگی وار
دی جیواژهنامه آزادبه کسی گفته می شود که آهنگ های پیشتر ضبط شده روی دیسک را انتخاب کرده و با شکل متفاوتی برای مخاطبان مورد نظر خود پخش می کند.
دیجویجینلغتنامه دهخدادیجویجین . (اِخ ) دهی از دهستان دیجویجین مرکزی شهرستان اردبیل است و 1658 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
دیجویجینلغتنامه دهخدادیجویجین . (اِخ ) یکی از دهستانهای ششگانه بخش مرکزی شهرستان اردبیل است و از 37 آبادی تشکیل و دارای 27070 تن سکنه است و قرای مهم آن عبارتند از شیخ احمد، ابربکوه
دیویةلغتنامه دهخدادیویة. [ ی ْ ی َ ] (اِخ ) داویه . فرقه ای از صلیبیون به جنگهای صلیبی . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به دزی ج 1 ص 482 شود.
میانداختندگویش خلخالاَسکِستانی: erajanin دِروی: e.jan.i.nd(ə) شالی: baranimbe کَجَلی: ara.n.vand.əšân کَرنَقی: jirandəšâney کَرینی: jirandəšâney کُلوری: baran.ində گیلَوانی: baran.
مینشستندگویش خلخالاَسکِستانی: anəšin دِروی: nəš.i.n(d(ə)) شالی: nəš.imbe کَجَلی: mə.nəšt.endə کَرنَقی: nə'št.eynde کَرینی: nə'št.eynde کُلوری: nəšind گیلَوانی: nəšind لِردی: nəšt
آمدندگویش خلخالاَسکِستانی: bâmmayn دِروی: bâmay.nd(ə) شالی: bâm.inde کَجَلی: b.âm.end کَرنَقی: bâmbendə کَرینی: bâmendə کُلوری: bâmində گیلَوانی: bâmarin لِردی: bəməndə
میآیندگویش خلخالاَسکِستانی: ân دِروی: â.nd(ə) شالی: âyinde کَجَلی: miyâ.nd کَرنَقی: ândə کَرینی: ânde کُلوری: ândə گیلَوانی: ân لِردی: âyəndə