دژهلغتنامه دهخدادژه . [ دَ ژَ / ژِ دِ ژَ / ژِ ] (ص ) (از : دژ + ه نسبت ) پرخشم و قهرآلود. (برهان ) (آنندراج ).
دوژهلغتنامه دهخدادوژه . [ ژَ / ژِ ] (اِ) (از ماده ٔ دوسیدن ) نام قسمی خار است . (یادداشت مؤلف ). گیاهی است که به جامه آویزد و آن را سکک نیز گویند و به هندیش خنجره نامند. (شرفنا
دوژهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی با خارهای درشت به اندازۀ نخود که به دامن لباس و پاچۀ شلوار میچسبد: ◻︎ به دلها اندر آویزد دو زلفش / چو دوژه کاندر آویزد به دامان (خفاف: شاعران بیدیوان:
دژهوست گنگلغتنامه دهخدادژهوست گنگ . [ دِ گ َ ] (اِخ ) دژهوخت گنگ . بیت المقدس . (برهان ). و رجوع به دژهخت و دژهوخت گنگ شود.
دژه گیرلغتنامه دهخدادژه گیر. [ دَ ژَ / ژِ ] (اِ مرکب ) افزار آهنین که بدان تشت و مانند آن را تراش می دهند. (ناظم الاطباء).
جوّدوستatmophileواژههای مصوب فرهنگستانویژگی عناصری که بیش از همه در جوّ زمین وجود دارند، مانند H, C, N, O, I و گازهای نادر