دجیللغتنامه دهخدادجیل . [ دُ ج َ ] (اِخ ) (یوم ...)، للحجاج . علی اهل العراق . از وقایع و جنگهای حجاج بن یوسف ثقفی است با مردم عراق . (مجمع الامثال میدانی ).
دجیللغتنامه دهخدادجیل . [ دُ ج َ ] (اِخ ) رودی که از زردکوه بختیاری و بگفته ٔ یاقوت از سرزمین اصفهان سرچشمه میگیرد و از شوشتر و اهواز می گذرد و مصبش دریای فارس است نزدیک عبادان
دجیللغتنامه دهخدادجیل . [ دُ ج َ ] (اِخ ) شعبه ای است از دجله ٔ بغداد. (منتهی الارب ). دیله کودک . نام یکی از شاخه های دجله نزدیک بغداد : فخرجت من بغداد الی منزل علی نهر دجیل و
دجیللغتنامه دهخدادجیل . [ دُ ج َ ] (اِخ ) ولایت معتبریست و از دجله آب می خورد و بدین سبب دجیل می خوانند. قصبه ٔ وانه شهر آنجاست و دههای معتبر دارد و قرب صد پاره ده باشد و جای نی
دویللغتنامه دهخدادویل . [ دَ ] (ع اِ) گیاه سال خورده . || گیاهی که بر آن دو سال گذشته باشد و یا خاص است به گیاه نصی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). گیاهی که سال ب
دویللغتنامه دهخدادویل . [ دُ ] (اِ) مکر و حیله و غدر. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا). || ابریشم گنده که از پیله حاصل شود و دو کرم د
دویلواژهنامه آزادادغام دو کلمه' ده' به معنی روستا و' ویل' به معنی شهر ،دویل یعنی ده بزرگ یا دهستان ،ده شهر
ودویلفرهنگ انتشارات معین(وُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - ترانة محلی هجوآمیز و نشاط انگیز که ترجیع بندش اهمیت بسزا دارد. 2 - نمایشنامة کمدی خفیف که در آن خدعه ای ماهرانه گنجانده باشند.
جوّدوستatmophileواژههای مصوب فرهنگستانویژگی عناصری که بیش از همه در جوّ زمین وجود دارند، مانند H, C, N, O, I و گازهای نادر