تاریخگذاری فلوئورـ اورانیم ـ نیتروژنF.U.N datingواژههای مصوب فرهنگستاناصطلاحی عام برای توصیف روشهای تاریخگذاری فلوئوری و اورانیمی و نیتروژنی
دوعلغتنامه دهخدادوع . (ع اِ) ماهی سرخ و خرد به قدر انگشت .ج ، دُوَع . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
دوعلغتنامه دهخدادوع . [ دَ ] (ع مص ) جهان و دوان و شتابان رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
دَعَافرهنگ واژگان قرآنخواند-طلب کرد(دعاء و نيز کلمه دعوت به معناي معطوف کردن توجه و نظر شخص دعوت شده است به سوي چيزي که آن شخص دعوت شده و اين کلمه معنائي عموميتر از کلمه نداء دارد ،
دُعَاءٍفرهنگ واژگان قرآندعاء و نيز کلمه دعوت به معناي معطوف کردن توجه و نظر شخص دعوت شده است به سوي چيزي که آن شخص دعوت شده و اين کلمه معنائي عموميتر از کلمه نداء دارد ، براي اينکه ندا
آنهاگویش اصفهانی تکیه ای: nu)n(hâ طاری: edin / unhâ طامه ای: nuhâ طرقی: edi / uhâ کشه ای: edi / uhâ نطنزی: nohâ
این مرد (= معرفه) از آن مرد (= معرفه) جوانتر است.گویش اصفهانی تکیه ای: ne(n) marde az nu(n) marde ǰevuntar-a. طاری: in merde az un merd ǰevuntar-a. طامه ای: ni merd az nu merd ǰevuntar-e. طرقی: in merde az un merde ǰevunta
مردی که آنجا نشسته، دوست من است (/ با من دوست است).گویش اصفهانی تکیه ای: ne(n) marde ke nü-de âhe, duss-e men-a. طاری: in merde go uhun axa, refiq-e mun-a. طامه ای: nu merde ke nu-de henište, duss-e mun-e. طرقی: merd-e ge uh