دوحرفیلغتنامه دهخدادوحرفی . [ دُ ح َ ] (ص نسبی ) ثنایی . کلمه ای که دو حرف داشته باشد. (یادداشت مؤلف ). با دو حرف .
کد حرفیعددیalphanumeric codeواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای متشکل از حروف و اعداد یکرقمی و علائمی که برای ارائۀ دادهها بهصورت رقمی به کار میرود متـ . شناسه حرفیعددی
دٔولغتنامه دهخدادٔو. [ دَ ءِ وَ ] (اِ) صورت و تلفظ اوستائی کلمه ٔ دیو است . رجوع به دیو و رجوع به فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 3 شود.
دولغتنامه دهخدادو. [ دَ / دُو ] (اِمص ) رفتن به شتاب . گام برداشتن بشتاب . اسم مصدر از دویدن . تک . عَدْو. جمز. مقابل قدم و یورتمه و غیره . تاخت . راه رفتن بسرعت . دویدن . (یا
دولغتنامه دهخدادو. [ دَ / دُو / دُ ] (اِ) مخفف داو، نوبت بازی قمار و غیره .- از زیر دو دررفتن ؛ از کاری مشکل تن زدن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به داو شود.- دو بودن ؛ بسنده بود
جوّدوستatmophileواژههای مصوب فرهنگستانویژگی عناصری که بیش از همه در جوّ زمین وجود دارند، مانند H, C, N, O, I و گازهای نادر