دومنلغتنامه دهخدادومن . [ م َ ] (ترکی ، اِ) دومان . طوفان . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دومان و طوفان شود.
دومنشورbiprismواژههای مصوب فرهنگستانمنشوری با زاویۀ رأس نزدیک به 180 درجه که دو تصویر تشکیل میدهد و میتواند نوارهای تداخلی ایجاد کند
کد منبعsource codeواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از دستورها که برای اجرای کار خاصی به رایانه داده میشود
داود منجملغتنامه دهخداداود منجم . [ وو دِ م ُ ن َج ْ ج ِ ] (اِخ ) وی در زمان دولت آل بویه در عراق میزیسته و عالمی بزرگ و از پیشوایان علم احکام نجوم و حل زیجات و تسییر کواکب بوده است
کنت د منت فرلغتنامه دهخداکنت د منت فر. [ ک ُ دُ م ُ ف ُ ] (اِخ ) رئیس پلیس به زمان ناصرالدین شاه . نمی دانم فرانسوی بود یا اطریشی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). «... کنت دومونت فرت در س
جوّدوستatmophileواژههای مصوب فرهنگستانویژگی عناصری که بیش از همه در جوّ زمین وجود دارند، مانند H, C, N, O, I و گازهای نادر