دومینیونفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سلطه؛ تسلط؛ نفوذ.۲. قلمرو؛ سرزمینی که تحت استیلای یک فرمانروا باشد.۳. هریک از کشورهای عضو ملل مشترکالمنافع، مانند کانادا، استرالیا، و هندوستان.
دمینیلغتنامه دهخدادمینی . [ دُم ْ م َ نا ] (ع اِ) یکی از سوراخهای کلاکموش . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
دمینیکلغتنامه دهخدادمینیک . [ دُ ] (اِخ ) یکی از آنتیلهای کوچک (هند غربی ) دارای 57000 تن سکنه که به زبان فرانسه تکلم میکنند. مرکز آن رزو با 12000 تن سکنه است . محصولات منطقه ٔ حا
دمینیکنلغتنامه دهخدادمینیکن .[ دُ ک ِ ] (اِخ ) جمهوری دمینیکن ، کشوری است از آمریکا، در بخش شرقی جزیره ٔ هائیتی ، دارای 49543هزار گز مربع مساحت و 3698000 تن سکنه . زبان رسمی آن اسپ
جوّدوستatmophileواژههای مصوب فرهنگستانویژگی عناصری که بیش از همه در جوّ زمین وجود دارند، مانند H, C, N, O, I و گازهای نادر