دومویهلغتنامه دهخدادومویه . [ دُ ی َ / ی ِ ] (ص نسبی ) آغاز سیاه و سپیدی موها. (ناظم الاطباء). دومو.- دومویه شدن ؛ شمط. اکتهال . آمیخته موی گشتن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به دوم
مجدویهلغتنامه دهخدامجدویه . [ م َ وَی ْه ْ ] (اِخ ) رجوع به ابوالفضل احمدبن ابی باکر و احمدبن ابی باکر شود.
حوضگویش کرمانشاهکلهری: hase:l̆ گورانی: hasu:n سنجابی: hasul̆ کولیایی: hasul̆ زنگنهای: hasul̆ جلالوندی: hasul̆ زولهای: hasül̆ کاکاوندی: hasül̆ هوزمانوندی: hasul̆
جوّدوستatmophileواژههای مصوب فرهنگستانویژگی عناصری که بیش از همه در جوّ زمین وجود دارند، مانند H, C, N, O, I و گازهای نادر