دوگونهلغتنامه دهخدادوگونه . [ دُ ن ِ / ن َ ] (اِ مرکب ) دو رخسار خدین . || دو نوع . دو جنس . نوعین . (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به دوگون شود.
دونهلغتنامه دهخدادونه . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است به همدان و گاهی در نسبت به وی قاف زیاد کنند؛ از آن ده است عمرد ونقی بن مرداس . (منتهی الارب ).
دونهلغتنامه دهخدادونه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) سبدی که از برگ سازند. || مرغ در دام افتاده . || دونه یا دونه ٔ ترکی ، قسمی از انیسون . (از ناظم الاطباء).
جوّدوستatmophileواژههای مصوب فرهنگستانویژگی عناصری که بیش از همه در جوّ زمین وجود دارند، مانند H, C, N, O, I و گازهای نادر