دوینلغتنامه دهخدادوین . [ دَ ] (پسوند) مزید مؤخر امکنه : سلطان دوین . سنگ دوین . شهر دوین . قرادوین . کافردوین . لله دوین . (یادداشت مؤلف ).
دوینلغتنامه دهخدادوین . [ دِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش شیروان شهرستان قوچان . آب آن از چشمه سار و قنوات است . این دهستان در شمال خاوری شیروان واقع است و دارای 6 آبادی اس
دوینلغتنامه دهخدادوین . [ دُ ] (اِخ ) شهری است به ارمینیه از آن شهر است نصراﷲ محدث ابن منصور و عبداﷲ محدث ابن رزین . (منتهی الارب ). تووین یا دووین ازبلاد اسلامی نزدیک ایروان اس
دوینلغتنامه دهخدادوین . [ دُ وَ ] (ع ص مصغر) مصغر دون یعنی اندکی فرومایه . (ناظم الاطباء). و رجوع به دون شود.
دجینلغتنامه دهخدادجین . [ دُ ج َ ] (اِخ ) ابن ثابت مکنی به ابوالغصن تابعی است . و «جحی » اوست و گفته اند غیر اوست . (منتهی الارب ).
دوجینلغتنامه دهخدادوجین . (از فرانسوی ، اِ) مأخوذ از کلمه ٔ فرانسوی دوزن . دوازده تا از چیزی : یک دوجین کبریت . یک دوجین دستمال . (یادداشت مؤلف ). دوازده عدد از یک شی ٔ. بسته ٔ
جوّدوستatmophileواژههای مصوب فرهنگستانویژگی عناصری که بیش از همه در جوّ زمین وجود دارند، مانند H, C, N, O, I و گازهای نادر