85 مدخل
= پرنون
پرنو. [ پ َ ] (اِ) دیبای منقش نازک و لطیف . (شرفنامه ) (برهان ). پرنون . پرنیان .
brass, gleam, polish, shine
(پَ رَ) (اِ.) 1 - دیبای منقش و لطیف . 2 - پل ، مرز.
(پَ رَ) (ق .) گذشته ، پیشین .
( ~.) (اِ.) نک پروین .
(پَ رَ) (اِ.) 1 - برق شمشیر. 2 - شمشیر جوهردار.