پرتوزایی خوشهایcluster radioactivityواژههای مصوب فرهنگستانگسیل ذرات از هستههای پرتوزا در حالتی که جرم ذرات گسیلشونده از ذرۀ آلفا بیشتر و از شکافتپارهها کمتر باشد
آهنگ پرتوزاییactivityواژههای مصوب فرهنگستانآهنگ فروپاشی هستهها در یک مادۀ پرتوزا در واحد زمان متـ . فعالیت
نگارۀ پرتوزاییradioactivity logواژههای مصوب فرهنگستانچاهنگارۀ حاصل از تابش طبیعی یا القایی که معمولاً ناشی از پرتو گاما است
پرتفرهنگ مترادف و متضاد۱. بعید، دنج، دورافتاده، دور ۲. بیمورد، ناآگاه، ناوارد ۳. رها، متروک ۴. چپه، واژگون ۵. بیمعنی، بیمورد، کشکی، لاطائل، مزخرف، مهمل ≠ نزدیک، وارد
پرتوفرهنگ مترادف و متضاد۱. اشعه، تاب، تابش، درخشش، روشنایی، روشنی، سو، شعاع، شعشعه، ضیا، فروغ، نور ۲. اثر، نقش