ولتاژ متوسطmedium voltage, MVواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ بین سطوح ولتاژ بالا و ولتاژ پایین
پروستاتفرهنگ انتشارات معین(پُ رُ سْ) [ فر. ] (اِ.) یک زوج غده که تقریباً هر یک به اندازة بادام کوچکی هستند و به طور قرینه در ابتدای پیشاب راه (آلت ) در بالای میان دو راه قرار گرفته اند.
پروستاتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهغدۀ کوچک مخروطیشکلی در زیر مثانۀ مردان که مجرای منی از آن عبور میکند و مایع لزج سفیدرنگی را ترشح میکند؛ وذی.
پروستاتprostate gland, prostateواژههای مصوب فرهنگستانغدهای در موجودات نر که در اطراف گردن مثانه و پیشابراه قرار دارد
پرستاتلغتنامه دهخداپرستات . [ پْرُ / پ ُ رُ ] (فرانسوی ، اِ) غُدّه وزی . || پرستات پِرینه آل . پرستات عجانی . پرستات دبری .
پرکلغتنامه دهخداپرک . [ ] (اِخ ) دهی از فارس به هفت فرسنگی میانه ٔ جنوب و مشرق کپکان . (فارسنامه ٔ ناصری ).