ولتاژ متوسطmedium voltage, MVواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ بین سطوح ولتاژ بالا و ولتاژ پایین
پروشاتفرهنگ نامها(تلفظ: porušāt) [= پروشاتو ، در پارسی باستان puršātu به معنی پُرشاد ، در یونانی prysates] (در اعلام) ملکهی ایران ، زن داریوش دوم و دختر اردشیر اول هخامنشی (درا
پروشاتلغتنامه دهخداپروشات . [پ ُ ] (اِخ ) نام دختر اردشیر سوم (اُخس ) هخامنشی و آتس سا. او زن اسکندر شد .
پروشاتلغتنامه دهخداپروشات . [ پ ُ ] (اِخ ) پروشاتّو. ملکه ٔ ایران ، زن داریوش دوم و دختر اردشیر اول (درازدست ) هخامنشی از زن بابلی آندیا یا آندریا نام . این اسم را یونانی شده ٔ پر
پرکلغتنامه دهخداپرک . [ ] (اِخ ) دهی از فارس به هفت فرسنگی میانه ٔ جنوب و مشرق کپکان . (فارسنامه ٔ ناصری ).
پرکلغتنامه دهخداپرک . [ پ َ رَ ] (اِخ ) رودیست به ماوراءالنهر که شهرک یالاپان در یک فرسنگی آن است . (حدود العالم ).
پرفرهنگ مترادف و متضاد۱. آکنده، انباشته، جعودت، سرشار، لبالب، لبریز، مالامال، مشبع، مشحون، ممتع، ممتلی، مملو ۲. تمام، کامل ۳. چاق، قوی ۴. بس، بسیار، بیش، زیاد ۵. بامعلومات ≠ تهی، خال