ولتاژ متوسطmedium voltage, MVواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ بین سطوح ولتاژ بالا و ولتاژ پایین
پروفرهنگ انتشارات معین(پِ رُ) [ فر . ] (اِ.) 1 - آزمایش لباس از طرف خیاط بر تن مشتری . 2 - مدرک ، مسند.
پروفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= پروین: ◻︎ سزد که پروین بارد دو چشم من شبوروز / کنون که زاین دو شب من شعاع بر زد پرو (کسائی: لغت فرس۱: ۲۰۵).
پرکلغتنامه دهخداپرک . [ ] (اِخ ) دهی از فارس به هفت فرسنگی میانه ٔ جنوب و مشرق کپکان . (فارسنامه ٔ ناصری ).
پرکلغتنامه دهخداپرک . [ پ َ رَ ] (اِخ ) رودیست به ماوراءالنهر که شهرک یالاپان در یک فرسنگی آن است . (حدود العالم ).
پرفرهنگ مترادف و متضاد۱. آکنده، انباشته، جعودت، سرشار، لبالب، لبریز، مالامال، مشبع، مشحون، ممتع، ممتلی، مملو ۲. تمام، کامل ۳. چاق، قوی ۴. بس، بسیار، بیش، زیاد ۵. بامعلومات ≠ تهی، خال