جعبهدندة دستیmanual gearbox, MT, manual transmission, manually-shifted transmission, standard transmissionواژههای مصوب فرهنگستانجعبهدندهای که در آن تغییر دنده بهصورت دستی توسط راننده صورت میگیرد
پفولغتنامه دهخداپفو. [ پ ُ ] (اِ) پُف . فوت . باد. دم . نفخة : آنکه بر شمع خدا آرد پفوشمع کی میرد، بسوزد پوز او.مولوی .
پففرهنگ انتشارات معین(پُ) (اِصت .) 1 - بادی که در اثر جمع کردن هوا از دهان به در آید. 2 - آماس ، ورم .
عملگر کراندارbounded operatorواژههای مصوب فرهنگستانعملگری چون T از یک فضای توپولوژیکی به فضای بُرداری توپولوژیکی دیگر، که به ازای هر زیرمجموعۀ کراندار M از فضای اول، (M) Tزیرمجموعهای کراندار از فضای دوم است