حفرۀ نزدینه ـ بَرهمایشیmesio-occlusal cavity, MO cavityواژههای مصوب فرهنگستانحفرهای که در سطوح نزدینه و بَرهمایی دندان ایجاد میشود
نظریۀ اوربیتال مولکولیmolecular orbital theory, MO theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که براساس آن میتوان اوربیتالهای مولکولی را از ترکیب خطی اوربیتالهای اتمی به دست آورد
پخجلغتنامه دهخداپخج . [ پ َ ] (ص ) پهن . پخش . پخچ . پخ : چیزی که بر زمین پهن شده باشد. (اوبهی ) : بینیی پخج بود و روئی زشت چشمی از آتش و رخی ز انگشت . سنائی .ز زیر گرز تو دانی
پخچفرهنگ انتشارات معین(پَ) 1 - (اِمص .) ضعیف شدن . 2 - رنجور و غمگین شدن . 3 - (ص .) پژمرده . 4 - ناقص .
مؤمنفرهنگ نامها(تلفظ: mo’men) (عربی) (در ادیان) آن که به خدا و پیغمبر ایمان دارد و اصول دینی را رعایت میکند ، دیندار، متدین ؛ (به مجاز) مسلمان ، سورهی چهلم از قرآن کریم دارا