پندآموزلغتنامه دهخداپندآموز. [ پ َ ] (نف مرکب ) آموزنده ٔ پند. ناصح . واعظ. اندرزگوی . || موجب عبرت . عبرت افزا. موجب انتباه : بوسه خواهم داد ویحک بند پندآموز را (؟)لاجرم زین بند چ
پندآگینلغتنامه دهخداپندآگین . [ پ َ ] (ص مرکب ) انباشته و پر از پند : آن خوانده ای بخوان سخن حجّت رنگین برنگ معنی و پندآگین .ناصرخسرو.