پاروزنلغتنامه دهخداپاروزن . [ زَ ] (نف مرکب ) در قایق و مانند آن کسی که با پارو آب رود یا دریا بشوراند و بشکافد تا قایق روان شود.
پاروزنهلغتنامه دهخداپاروزنه . [ زَ ن َ / ن ِ ] (اِ) نام یکی از الحان موسیقی . باروزنه . و شاید صحیح آن بازوزنه باشد از بازو زدن ، بال زدن مرغان : ساعتی سیوار تیر و ساعتی کبک دری سا