پاده سنگلغتنامه دهخداپاده سنگ . [ دَ / دِ س َ ] (اِ مرکب ) کلوخ کوب . تُخماق : مرا مقابل خصمان خویشتن بینی چو پاده سنگ بر سنگ و تل به پیش مغاک .سوزنی .
پاده گکواژهنامه آزاد(مناطق مرکزی افغانستان) نوعی درخت بید که برگ های کوچک دارد و در برابر کم آبی مقاوم است.
پادهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گله؛ رمه؛ گلۀ گاو و خر: ◻︎ مادهگاوان پادهاش هریک / شاهپرور بُوَد چو برمایون (فرالاوی: شاعران بیدیوان: ۴۱).۲. چراگاه.۳. چوبدستی ستبر.