پالهنگلغتنامه دهخداپالهنگ . [ هََ ] (اِ مرکب ) (از پالا، اسپ یا اسب جنیبت و آهنگ ، بمعنی کش ، کشنده ) رشته ای که بر گوشه ٔ لگام بسته بود. دوالی یا طنابی که بر گوشه ٔ لگام بندند و
پالهنگفرهنگ انتشارات معین(لَ هَ) (اِمر.) افسار، مهار، کمند. ؛ از زیر ~کسی در آمدن از تسلط و فرمان کسی درآمدن .
پالهنگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. رشته، ریسمان یا تسمهای که بر افسار اسب میبستند.۲. [مجاز] افسار.۳. هرنوع رشته یا ریسمانی که با آن چیزی را میبستند.
پالهنگ یدککشیtowing bridle, bridleواژههای مصوب فرهنگستانطناب یا بافه یا تسمهای که از یدککش به دو نقطه از چرخهای اصلی هواگرد متصل میشود
پالان توکنلغتنامه دهخداپالان توکن . [ ک َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه خوی به ماکو میان مریملر و شوت در 87000 گزی خوی .
پالان دوکنلغتنامه دهخداپالان دوکن . (اِخ ) یکی از کوههای جهت جنوبی شهر ارزروم و این کوه فاصله است میان منبع رود قره سو و رود پاسیم .