پیردرویشلغتنامه دهخداپیردرویش . [ دَرْ ] (اِخ ) امیر... هزاراسپی . وی و برادرش امیرعلی که بصفت شجاعت و سخاوت موصوف و معروف بودند از جانب میرزا ابوالقاسم بایر حکومت قندز و بقلان یافت
پیردرویشلغتنامه دهخداپیردرویش . [ دَرْ ] (اِخ ) نام یکی از یاران سلطان محمودخان بن سلطان ابوسعید. (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 261).
پیردرگاهلغتنامه دهخداپیردرگاه . [ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در 42 هزارگزی جنوب الیگودرز. کنار راه مالروچشمه ریزان به قلعه هومه جلگه ، معتدل .