پیراپوستperidermواژههای مصوب فرهنگستان1. خارجیترین لایۀ درونپوست جنینی که از یاختههای درشت تشکیل شده باشد 2. خارجیترین لایۀ ریشهها و ساقههای چوبی که در برگیرندۀ بُنلاد چوبساز و بافتهای حاصل
پیرپوستیelephant skinواژههای مصوب فرهنگستانزبری و چروکیدگی نامنظم و نسبتاً عمیق و بههمپیوسته در سطوح فوقانی قطعۀ ریختگی که علت آن ترکیبات حاصل از تلقیح منیزیم بهصورت لایههایی نازک در فلز مذاب است
پوست پیرالغتنامه دهخداپوست پیرا. (نف مرکب ) آنکه پوست را دم دهد. آنکه پوست حیوانات آش نهد. پوست پیرای . دباغ . (منتهی الارب ) (دهار) (دستور اللغه ٔ ادیب نطنزی ). آش گر. چرمگر. صرّام