پژاوندفرهنگ انتشارات معین(پَ وَ) (اِمر.) = پژوان . پژوند: 1 - چوبی که برای محکمی در، پشت آن افکنند تا کسی نتواند باز کند. 2 - چوبی که جامه را به وقت شستن بر او زنند؛ چوب گازران ، کدین
پژاوندفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. چوبی که پشت در بیندازند که در باز نشود: ◻︎ دل از دنیا بردار و به خانه بنشین پست / فروبند در خانه به فلج و به پژاوند (رودکی: ۵۲۲).۲. چوب گازران که جامه را هنگ
پژاوندلغتنامه دهخداپژاوند. [ پ َ وَ ] (اِ) چوبی ستبر باشد که از پس در افکنند. (لغت نامه ٔ اسدی ). چوبی بودکه از جهت محکمی از پس در اندازند تا کس نتواند بازکرد. (نسخه ای از لغت نام
پژواک پیچندtornado echoواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پژواک بارش که در بُردهای نسبتاً نزدیک رادار مشاهده میشود و با پیچندهای بزرگ و قوی مرتبط است