نشانۀ گِلوبرفmud and snow,M&S, M/S, M+Sواژههای مصوب فرهنگستاننشانهای بر دیوارۀ تایر که مشخص میکند تایر در زمستان، در هنگام برف و گل و سرما، کارکرد مطلوبی دارد
تصلب پراکندهmultiple sclerosis, M.S.واژههای مصوب فرهنگستاننوعی اختلال خودایمنی که مشخصۀ آن کژنههای پراکندۀ آسیبدیده در غلافهای میلین رشتههای عصبی مغز و طناب نخاعی است متـ . ام. اس.
میرومگویش خلخالاَسکِستانی: šum دِروی: šu.m شالی: šum کَجَلی: mi.š.im کَرنَقی: šim کَرینی: šim کُلوری: šum گیلَوانی: šum لِردی: šim
ام .اسفرهنگ انتشارات معین(اِ اِ) [ انگ . ]M.S (اِ.) بیماری عصبی پیش رونده ای که به تدریج باعث ضعف ، اختلال های حسی و حرکتی ، و اختلال در بینایی و گفتار می شود.