پولتیکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = سیاست۲. شیوۀ عمل و برنامهریزی برای ادارۀ یک نهاد، سازمان، یا اداره.۳. به کار بردن تدبیر و مکر برای پیش بردن کاری و رسیده به نتیجهای؛ کلک.
پِسْکِلُوُتیْگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی روستاهایی که در بیابان ساخته شده ، روستایی ، دهاتی ، روستازاده