پوزمال دادنلغتنامه دهخداپوزمال دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) مالش دادن پوز کسی . تنبیه وی را بفعل یا بقول .
پوزمالیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مالش دادن پوز.۲. [مجاز] تنبیه کردن کسی با دشنام، کتک، یا جریمه.
کپکلغتنامه دهخداکپک . [ ک َ پ َ ] (اِ)کفره . کپره . کره . سبزی و سپیدی که بر روی اطعمه و نانهای مانده افتد و آن نوعی قارچ ذره بینی است . (یادداشت مؤلف ). کفک . (فرهنگ فارسی مع