مظلةلغتنامه دهخدامظلة. [ م ِ ظَل ْ ل َ / م َ ظَل ْ ل َ ] (ع اِ) خیمه ٔ بزرگ و سایبان . (منتهی الارب ). سایه وان . ج ، مظلات . (مهذب الاسماء) (دهار). خیمه ٔ بزرگ . ج ، مَظال ّ. (
مظلةدیکشنری عربی به فارسیسايبان کرباسي , ساباط , پناه , پناهگاه , حفاظ , چتر , سايبان , چتر استعمال کردن
مظلومةلغتنامه دهخدامظلومة. [ م َ م َ ] (ع ص ) تأنیث مظلوم . زن ظلم شده و ستم رسیده . (ناظم الاطباء). || زن با شرم و حیا و با حلم . (ناظم الاطباء). || ارض مظلومة؛ زمین که گاهی پیش
مظلوملغتنامه دهخدامظلوم . [ م َ ] (ع ص ) ستم کرده . (دهار). ستم رسیده . (مهذب الاسماء) (آنندراج ). ستم رسیده . جفاشده . تعدی شده . (ناظم الاطباء). ستم کش . ستم رسیده . ستمدیده .