مظلومانهلغتنامه دهخدامظلومانه . [ م َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) بطور ستم رسیدگی و ظلم شدگی . (ناظم الاطباء). چون مظلومان . همانند ستم دیدگان . در حالت مظلومی و ستم رسیدگی .
مظلوملغتنامه دهخدامظلوم . [ م َ ] (ع ص ) ستم کرده . (دهار). ستم رسیده . (مهذب الاسماء) (آنندراج ). ستم رسیده . جفاشده . تعدی شده . (ناظم الاطباء). ستم کش . ستم رسیده . ستمدیده .
مظلوملغتنامه دهخدامظلوم . [ م َ ] (ع اِ) ماست که پیش از جغرات شدن خورده شود. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ماست نارسیده . (بحرالجواهر) (مهذب الاسماء). شیری که پیش از مسکه برآوردن نو