مصبحلغتنامه دهخدامصبح . [ م ِ ب َ ] (ع اِ) کاسه ٔ بزرگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کاسه ٔ بزرگ که بدان صبوحی کنند. ج ، مصابح . (ناظم الاطباء).
مصبحلغتنامه دهخدامصبح . [ م ُ ب َ ] (ع مص ) صبح کردن و بامداد کردن ، چنانکه گویند: امسینا ممسی ؛ یعنی شام کردیم . (ناظم الاطباء). بامداد شدن . (تاج المصادر بیهقی ). || (اِ) بامد
مصبحلغتنامه دهخدامصبح . [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) صبح کرده . به صبح درآمده . بامدادکرده . به بامداد درآمده . (یادداشت مؤلف ).