مرتضویلغتنامه دهخدامرتضوی . [ م ُ ت َ ض َ وی ی / م ُ ت َ ض َ ] (ص نسبی ) منسوب به مرتضی . || منسوب به امیرالمؤمنین مرتضی علی . سید از نسل علی بن ابی طالب .
مرتضویفرهنگ انتشارات معین(مُ تَ ضَ) (ص نسب ) 1 - منسوب به مرتضی (عموماً). 2 - منسوب به مرتضی علی (ع ).
مرتضویهلغتنامه دهخدامرتضویه . [ م ُ ت َ ض َ وی ی َ ] (ص نسبی ) تأنیث مرتضوی . رجوع به مرتضوی و سادات مرتضوی شود.
مرتضیلغتنامه دهخدامرتضی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) کسی که برمی گزیند و اختیار میکند و پسند می کند. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی از ارتضاء. رجوع به ارتضاء شود. || راضی . خشنود. (ناظم الاطب
مرتضیلغتنامه دهخدامرتضی . [ م ُ ت َ ضا ] (اِخ ) لقب علی بن ابی طالب است علیه السلام : خاصه تر این گروه کز دل پاک شیعت مرتضای کرارند. ناصرخسرو.زبده ٔ دور عالمی زان چو نبی و مرتضی
مرتضیلغتنامه دهخدامرتضی . [ م ُ ت َ ضا ] (ع ص ) پسندیده . (غیاث اللغات ، از منتخب اللغات و کنزاللغة) (مهذب الاسماء) (زمخشری ). گزیده . مختار. اِرتضاه ُ؛ اختاره . (از متن اللغة).