مراشاةلغتنامه دهخدامراشاة. [ م ُ ] (ع مص ) رشوه دادن کسی را. (منتهی الارب ). مصانعة. (اقرب الموارد) (متن اللغة). ملاینه . (متن اللغة). || یاری بخشیدن و هم پشت گردیدن . (منتهی الار
محاشاةلغتنامه دهخدامحاشاة. [ م ُ ] (ع مص ) استثناء کردن . (تاج المصادر زوزنی ). استثناء کردن کسی را از جماعتی . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
مخاشاةلغتنامه دهخدامخاشاة. [ م ُ ] (ع مص ) (از «خ ش ی ») نبرد کردن با کسی به ترسیدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). با کسی نبرد کردن . (از تاج المصادر بیهقی ). یقال
مراباةلغتنامه دهخدامراباة. [ م ُ ] (ع مص ) (از «ر ب و») مدارا کردن با کسی . (از ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || پول به ربا دادن . (از اقرب الموارد).
مراداةلغتنامه دهخدامراداة. [م ُ ] (ع مص ) (از «ر د ی ») طلب کردن کسی را و مدارا نمودن با وی . (از منتهی الارب ). مراودة و مداراة. || سنگ اندازی نمودن با قوم . (از منتهی الارب ): ر