ولتاژ پایینlow voltage, LVواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ حداکثر هزار ولت که در شبکههای توزیع به کار میرود
مرجغللغتنامه دهخدامرجغل . [ م َ ج َ غ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تولم بخش مرکزی شهرستان فومن ، در 7هزارگزی شمال فومن بر کنار راه صومعه سرا به رشت ، در جلگه مرطوب معتدل هوائی وا
مرغولگیلغتنامه دهخدامرغولگی . [ م َ ل َ/ ل ِ ] (حامص ) حالت و چگونگی مرغول و مرغوله . جعودت . شکن داری موی . مرغولی .
مرغول کردنلغتنامه دهخدامرغول کردن . [ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تافتن . بافتن موی . مجعد ساختن موی . تجعید. (منتهی الارب ). تقصیب . (المصادر زوزنی ). قصابة، قصیبة؛ مرغول کرده [ موی ] .
مرغوللغتنامه دهخدامرغول . [ م َ ] (ص ، اِ) پیچ و تاب باشد و زلف و کاکل خوبان را نیز گویند وقتی که آن را شاخ شاخ کنند و بعد از آن پیچند. (برهان ). پیچ و تاب موی پیچیده . (غیاث ).
ثابت رطوبتسنجشیpsychrometric constantواژههای مصوب فرهنگستاننسبت گرمای ویژۀ (Cp) هوای مرطوب در فشار ثابت به گرمای نهان (Lv) تبخیر آب متـ . ثابت رطوبتسنجی