ولتاژ پایینlow voltage, LVواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ حداکثر هزار ولت که در شبکههای توزیع به کار میرود
مروبلغتنامه دهخدامروب . [ م ِرْ وَ ] (ع اِ) خنور یا مشک شیر خوابانیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ماست دان . محقن . (یادداشت مرحوم دهخدا). ج ، مَراوِب . (ناظم الاطباء).
مروبلغتنامه دهخدامروب . [ م ُ رَوْ وَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترویب . رجوع به ترویب شود. || سقاء مروب ؛ مشک شیر خوابانیده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مرجبلغتنامه دهخدامرجب . [ م ُ رَج ْ ج ِ ] (ع ص ) ذبح کننده در ماه رجب . (آنندراج ). نعت فاعلی است از ترجیب . رجوع به ترجیب شود.
مرجبلغتنامه دهخدامرجب . [م ُ رَج ْ ج َ ] (ع ص ) بزرگ و باشکوه . (آنندراج ). بزرگ و باشکوه داشته شده . (ناظم الاطباء). باهیبت . بامهابت . مهیب . (فرهنگ فارسی معین ). رجبه ؛ هابه
مرجوبلغتنامه دهخدامرجوب . [ م َ ] (ع ص ) معظم . بزرگ داشته . (منتهی الارب ). نعت مفعولی است از رجب و رجوب به معنی تعظیم و بزرگ داشتن . رجوع به رجب و رجوب شود.
ثابت رطوبتسنجشیpsychrometric constantواژههای مصوب فرهنگستاننسبت گرمای ویژۀ (Cp) هوای مرطوب در فشار ثابت به گرمای نهان (Lv) تبخیر آب متـ . ثابت رطوبتسنجی