جمعرلغتنامه دهخداجمعر. [ ج َ ع َ ] (ع اِ) گِل زرد که از چاه وقت کندن برآید. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
جمعرلغتنامه دهخداجمعر. [ ج َ ع َ ] (اِخ ) نام قبیله ایست ، و به این معنی بدون الف و لام است . (منتهی الارب ).
معرولغتنامه دهخدامعرو. [ م َ رُوو ] (ع ص ) فسره ٔ اول تب رسیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کسی که گرفتار فسره ٔ نخستین تب باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
معروکلغتنامه دهخدامعروک . [ م َ ] (ع ص ) ماء معروک ؛ آب که بر آن ازدحام و انبوهی باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
معرلغتنامه دهخدامعر. [ م َ ع َ ] (ع مص ) بیرون افتادن ناخن از چیزی که به آن رسیده باشد. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کم گردیدن پر و مانند آن . (از