معنلغتنامه دهخدامعن . [ م َ ] (اِخ ) ابن اوس بن نصربن زیاد مزنی (متوفی به سال 63 هَ . ق .). شاعری فحل است که جاهلیت و اسلام را درک کرد. درباره ٔ گروهی از صحابه مدایحی دارد. به
معنلغتنامه دهخدامعن . [ م َ ] (اِخ ) ابن حاتم . سومین از بنی حمدان در صنعا از 504 تا حدود 10 هَ . ق . (از طبقات سلاطین اسلام ص 84).
معنلغتنامه دهخدامعن . [ م َ ] (اِخ ) ابن زائدةبن عبداﷲ شیبانی ، مکنی به ابوالولید (متوفی به سال 151 هَ . ق .). از بخشندگان معروف عرب و یکی از فصحای شجاع بود. در بخشندگی چون حات
معنلغتنامه دهخدامعن . [ م َ ] (اِخ ) ابن عدی الاوسی انصاری ، از صحابه و برادر عاصم است . در حرب یمامه به خلافت ابوبکر شهید شد. و رجوع به تاریخ گزیده ص 234 و 239 و تاریخ الخلفا
معنلغتنامه دهخدامعن . [ م َ ] (اِخ ) شاعری از عرب . دیوان او را ابوسعید سکری و اصمعی و ابوعمرو شیبانی گرد کرده اند. (ابن الندیم ).
گلوگویش خلخالاَسکِستانی: luk دِروی: luk شالی: luk کَجَلی: luk کَرنَقی: lukk کَرینی: lukk کُلوری: luk گیلَوانی: luk لِردی: luk
اُریون / اوریونگویش خلخالاَسکِستانی: ur دِروی: luk âmen/ ur شالی: gušangalu کَجَلی: ureyun(uryun) کَرنَقی: ur کَرینی: luka se کُلوری: uryun/ luka se گیلَوانی: luka se لِردی: lukka daji
حَلقگویش خلخالاَسکِستانی: hulqut دِروی: luk شالی: həlqəm کَجَلی: luk کَرنَقی: xərtəq کَرینی: hulqum کُلوری: luk گیلَوانی: xərtəm لِردی: həlqəm