دنده 1lugواژههای مصوب فرهنگستانهریک از آجهای پهنی که در عرض رویه قرار دارند و توان کشانش تایر را افزایش میدهند
نقش دندهایlug shape, lug patternواژههای مصوب فرهنگستاننوعی نقش رویه که در آن شیارها ناپیوسته و عمود بر محیط تایر است
پایۀ لولای سکانrudder lug, rudder snug, gudgeonواژههای مصوب فرهنگستانیکی از برجستگیهای تعبیهشده بر قاب سکان که به سکان امکان چرخش میدهد
زبانة مازکkeelson lugواژههای مصوب فرهنگستانهریک از اتصالات چوبی که از آن برای وصل کردن تختههای قایق به مازک استفاده میکنند
معلولیتhandicapواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی ناشی از خلل یا کمتوانی در فرد که از دستیابی او به جایگاه و نقش طبیعی خود، مطابق با سن و جنس و ویژگیهای فرهنگی ـ اجتماعیاش جلوگیری میکند
معلولیت شنواییhearing handicapواژههای مصوب فرهنگستانهر عیب ناشی از آسیبشنوایی یا کمتوانی شنوایی که فرد را از انجام فعالیتهای معمول بازدارد
معللغتنامه دهخدامعل . [ م َ ] (ع مص ) شتابانیدن کسی را از حاجت او و برکندن از آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد)؛ معله عن حاجته معلا؛ شتابانید او را از حاجت وی و
معللغتنامه دهخدامعل . [ م َ ع ِ ] (اِ) نامی است که در کتول به کرم البری دهند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 244 شود.
معللغتنامه دهخدامعل . [ م َ ع ِ ] (ع ص ) شتاب در کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شتاب کار. مستعجل . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کسی که فقط یک خایه داشته باشد. (از دزی
معللغتنامه دهخدامعل . [ م ُ ع َل ل ] (ع ص ) بیمار. (آنندراج )(ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). و رجوع به اعلال شود.