luffsدیکشنری انگلیسی به فارسیluffs، حرکت کشتی درجهت باد، قسمت جلو باد کشتی، حرکت لنگری جرثقیل، لنگر پیدا کردن، سرکشتی را در جهت بادگردانیدن
معجبلغتنامه دهخدامعجب . [ م ُ ج َ ] (ع ص ) متکبر و خویشتن بین و خودپسند. (غیاث ) (آنندراج ). متکبر: مستکبر. صاحب عجب . (از اقرب الموارد). خویشتن ستای . خودپسند. مغرور. برترمنش .
معجبلغتنامه دهخدامعجب . [ م ُ ع َج ْ ج َ ] (ع ص ) شگفت انگیز و عجب و حیرت انگیز. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
معجبةلغتنامه دهخدامعجبة. [ م َ ج َ ب َ ] (ع اِ) جای شگفت و تعجب . || سبب تعجب و دلیل تعجب . || سزاوار تعجب . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
جمعبودگیcollectivity2واژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن جمع یا گروهی از افراد یک کل را تشکیل دادهاند
luffsدیکشنری انگلیسی به فارسیluffs، حرکت کشتی درجهت باد، قسمت جلو باد کشتی، حرکت لنگری جرثقیل، لنگر پیدا کردن، سرکشتی را در جهت بادگردانیدن