مفاعلةلغتنامه دهخدامفاعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) در تداول فارسی زبانان مفاعله به کسر «ع »، یکی از بابهای ثلاثی مزید در صرف عربی است و معنی مفاعله این است که یکی با دیگری آن کند
مباعلةلغتنامه دهخدامباعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) مصاهرت کردن قوم با هم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مصاهرت کردن آن گروه مر گروه دیگر را. (ناظم الاطباء). || مجالست کردن . (منتهی
مداعلةلغتنامه دهخدامداعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) با هم فریب دادن . (منتهی الارب ). مخاتله . (متن اللغة) (اقرب الموارد). هم را فریب دادن . (ناظم الاطباء).
مزاعلةلغتنامه دهخدامزاعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) از جای برکندن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). زعال . از جای برکندن . (ناظم الاطباء).
مفاصلةلغتنامه دهخدامفاصلة. [ م ُ ص َ ل َ ] (ع مص ) از یکدیگر جدا شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). از همدیگر جدایی کردن و مباینت نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). فصا
مفاضلةلغتنامه دهخدامفاضلة. [ م ُ ض َ ل َ ] (ع مص ) با یکدیگر نبرد کردن به فضل . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). تفاخر کردن در فضل . (از اقرب الموارد). فِضال . (منتهی الارب ) (ناظم ال