مفالتةلغتنامه دهخدامفالتة. [ م ُ ل َ ت َ ] (ع مص ) ناگهان گرفتن کسی را. فِلات . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مصادف شدن با کسی . (از اقرب الموارد).
مفالذةلغتنامه دهخدامفالذة. [ م ُ ل َ ذَ ] (ع مص ) سخن بر یکدیگر افکندن . (منتهی الارب ). سخن آوری کردن با کسی . (از ناظم الاطباء). با کسی طرح سخن افکندن . (از اقرب الموارد).
مفاتکةلغتنامه دهخدامفاتکة. [ م ُ ت َ ک َ ] (ع مص ) رویاروی آشکارا جنگ نمودن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || با هم سخت درافتادن در چیزی مانند خوردن و جز آن
ملالتفرهنگ مترادف و متضاد۱. آزردگی، آزردهدلی، افسردگی، اندوه، بیزاری، تکدر، حزن، دلآزردگی، دلتنگی، دلگیری، رنجش، ضجرت، سودا، کدورت ۲. بیزار شدن، بهستوه آمدن ≠ بهجت، نشاط