مفالیجلغتنامه دهخدامفالیج . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مفلوج ، به معنی فالج زده . (آنندراج ). ج ِ مفلوج . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و رجوع به مفلوج شود.
مفالیلغتنامه دهخدامفالی . [ م َ ] (اِخ ) نام یکی از عشایر طایفه ٔ نصار که در جزیرة الخضر و گسبه ، بر کنار خلیج بوشهر زندگانی می کنند. و رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 91 شود.
مفالیکلغتنامه دهخدامفالیک . [ م َ ] (ص ، اِ) ج ِ برساخته از کلمه ٔ مفلوک یا مفلاک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مفلوک و مفلاک شود.
مالیلغتنامه دهخدامالی ٔ. [ ل ِءْ ] (ع ص ) پرکننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مالی شود.
مالیلغتنامه دهخدامالی . (اِخ ) امپراتوری مالی که در قرن سیزدهم بوسیله ٔ «ماندنگها» میان ارتفاعات سنگال و نیجریه تشکیل یافت و تا قرن هفدهم ادامه داشت . (از لاروس ). و رجوع به ماد
مالیلغتنامه دهخدامالی . (اِخ ) جمهوری مالی یکی از کشورهای غربی افریقاست که شامل سرزمین سودان قدیم فرانسه است و در حدود 1204000 کیلومتر مربع وسعت و 5020000 تن سکنه دارد. پایتخت آ