آستانۀ لاکتاتlactate threshold, LTواژههای مصوب فرهنگستانلحظهای در تمرینهای بدنی با شدت روبهافزایش که از آن به بعد سطح لاکتات خون سیاهرگی افزایش مییابد
مفجرلغتنامه دهخدامفجر. [ م ُ ج ِ ] (ع ص ) وقت فجر درآینده و گویند: انت مفجر الی طلوع الشمس . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مفجرةلغتنامه دهخدامفجرة. [ م َ ج َ رَ ] (ع اِ) موضع آب زهیدن . || زمین هموار که در آن رودبارها روان گردد. ج ، مفاجر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
مفکرلغتنامه دهخدامفکر. [ م ُ ف َک ْ ک َ ] (ع ص ) اندیشیده شده . آنچه موضوع اندیشه واقعشود. چیزی که درباره ٔ آن اندیشیده شود : ز اندیشه غمی گشت مرا جان به تفکرپرسنده شد این نفس م
مفکرلغتنامه دهخدامفکر. [ م ُ ف َک ْ ک ِ ] (ع ص ) اندیشه نماینده .(آنندراج ). فکرکننده . (غیاث ). آنکه اندیشه می نماید.(ناظم الاطباء). اندیشه کننده . اندیشنده : ز اندیشه غمی گشت