مسافرآبادلغتنامه دهخدامسافرآباد. [ م ُ ف ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودخانه بخش میناب شهرستان بندرعباس . واقع در 100هزارگزی شمال میناب . آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است . (از ف
مسافت آزاد میانگینmean free pathواژههای مصوب فرهنگستانمیانگین مسافتی که هر ذره در فاصلۀ زمانی بین برخوردهای پیاپی با ذرات دیگر میپیماید
مسافرت آیینیsacred travel, metaphysical tourismواژههای مصوب فرهنگستاننوعی موضوعگردی که در آن امکان دیدار از مراکز مهم معنوی جهان را برای مؤمنان سنتی، عمدتاً خانمهای میانسال، فراهم میکنند
مسافرلغتنامه دهخدامسافر. [م َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ مِسفرة. (اقرب الموارد). رجوع به مسفرة شود. || مَسافرالوجه ؛ آنچه پیدا و نمایان باشد از روی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).